محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6649
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پسر احمد مىخواهد او را ببيند و از جانب وى وعده هاى خوب به راغب داد . وى از حلب برون شد و با بيست و پنج غلام از آن خويش سوى مصر رفت و خادم خويش مكنون را با سپاهى كه همراه داشت با مال و سلاح خويش به طرسوس فرستاد . طغج به محمد لنگ پسر موسى نوشت كه او راغب را فرستاده و هر چه مال و سلاح و غلام كه همراه وى بود همراه غلامش مكنون است كه سوى طرسوس شده و مىبايد هماندم كه وارد مىشود او را با هر چه همراه دارد بگيرد . وقتى مكنون وارد طرسوس شد ، لنگ بر او تاخت و او را بگرفت و كس بر مال و سلاح همراه وى گماشت . مردم طرسوس به لنگ تاختند و وى را از مكنون بازداشتند و لنگ را بگرفتند و به دست مكنون بداشتند و بدانستند كه راغب دستخوش حيله شده و به خمارويه پسر احمد نوشتند و كارى را كه لنگ كرده بود به دو خبر دادند و اينكه كس بر او گماشتهاند و گفتند : « راغب را رها كن كه به نزد ما آيد تا لنگ را رها كنيم . » خمارويه راغب را رها كرد و او را به طرسوس فرستاد . احمد بن طغان را نيز همراه وى فرستاد به ولايتدارى مرزها و لنگ را از آنها معزول كرد . وقتى راغب به طرسوس رسيد ، محمد لنگ پسر موسى آزاد شد . احمد بن طغان نيز به ولايتدارى طرسوس و مرزهاى شام ، با راغب وارد آن شهر شد ، به روز سه شنبه سيزده روز رفته از شعبان . در اين سال به شب دوشنبه ، يازده روز مانده از رجب ، معتمد درگذشت و چنان بود كه به روز يكشنبه بر كناره در قصر حسنى شراب بسيار نوشيده بود و شام خورد و بسيار خورد و شبانگاه درگذشت . خلافت وى چنان كه گفتهاند بيست و سه سال و شش روز بود .